تکرار

سلام.

بعضی از دوستان نظر دارند که چرا مطالب تکراری می نویسید؟!

میخوام در جواب این دوستان بگم که مگر زندگی تکرار و مکررات نیست! حتی زمان هم تکرر داره. هر سال بهار و تابستون و پاییز و زمستون داریم و سال بعد هم همین طور.

گاهی تکرار بعضی چیزها رو نمیشه تکرار گذاشت بلکه واژه یادآوری براش قشنگ تره. ای بابا زندگی هامون هم تکراری شده. هر روز کار و کار و کار . نمیدونیم چطور روز رو به شب میرسونیم و شب رو به صبح . یاد برنامه ای افتادم . پسری که هفت سال نخوابیده بود. و میگفت همیشه دوست داشته برای رسیدن به آرزوهاش و رویاهاش بیدار بمونه و تلاش کنه.

از تکرار نترسیم ، بلکه سعی کنیم از این تکرر چیزهای جدید برای خودمون هدیه بگیریم.

آن باش كه هستى

گويند شغالى، چند پر طاوس بر خود بست و سر و روى خويش را آراست و به ميان طاوسان در آمد. طاوس‏ها او را شناختند و با منقار خود بر او زخم‏ها
زدند .
شغال از ميان آنان گريخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ اما گروه شغالان نيز او را به جمع خود راه ندادند و روى خود را از او بر مى‏گرداندند .
شغالى نرمخوى و جهانديده، نزد شغال خودخواه و فريبكار آمد و گفت: (( اگر به آنچه بودى و داشتى، قناعت مى‏كردى، نه منقار طاوسان بر بدنت فرود مى‏آمد و نه نفرت همجنسان خود را بر مى‏انگيختى . آن باش كه هستى و خويشتن را بهتر و زيباتر و مطبوع‏تر از آنچه هستى، نشان مده كه به اندازه بود، بايد نمود.))